أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى

132

فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )

پا برجايم كوه‌صفت وقت نبرد * مردن بود از گريز بهتر بر مرد لواى ظفرانتماى شاهى را كه سطح هريك صفحه‌اى است نقل از « إِنَّا فَتَحْنا » « 1 » برداشته [ 164 ] و مهچهء آفتاب سرايتش در نهايت آن صفحه آيتى است به قلم فتح و نصرت نگاشته ، علمدار دولت پايدار برافراشت و آن حضرت در ظل ظليل آن ستاده همّت عالىنهمت بر ظفر و نصر گماشت . مثنوى درخشيد از اوج شرف اخترى * كزو روشنى يافت هر كشورى بر اعداى دين مايهء درد و داغ * بر احباب چون گوهر شب‌چراغ شب غازيان زو تهى از ظلام * ولى روز شروانيان كرده شام و باقى امراء چلبا بيك و قيلج بيك قرامانلو و لله محمّد تكلو و چش ميرزا و بكر بيك چاكرلو و على بيك چاكرلو و پيرى بيك قجار و از بهادران روزشمار و قورچيان و يكه جوانان لشكر نصرت‌شعار سلمان بيك خازن ذوالقدرلو و پيرى بيك پروانچى افشار و دانه‌بيك و خليل بيك مهردار و حسين بيك سفره‌چى كه از امراى افشار بودند و سارو شيخ داروغهء فراشّخانه و احمد بيك صوفى اوغلى استاجلو هريك در محل و مقام خود قرار و استقرار گرفته مترصّد جنگ و پيكار بودند كه به يك بار لشكر مخالفان به رتبهء بالا رانده و عساكر ظفرمآثر را كه در پايان يافتند ، دست به كمان برده سواره و پياده ايشان تيرباران آغاز كردند . و در آن روز لشكر مخالف قريب به سى هزار كس جنگ را آماده و لشكر فيروزىاثر هفت هزار در برابر ايستاده بودند ، نعره كوس و غريو نقاره مرغ عقل را از دماغ او آواره [ 165 ] مىساخت و نواىسنج و صداى نفير سر به چرخ اثير مىافراخت ، عقاب كه از تير آشيان كمان پرواز مىنمود ، جز در سينه و پهلو جا نمىكرد و منقار پيكانش چيزى جز كريمهء « يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً » « 2 » نمىآورد و از بال طيور تير اوج هوا قيرنشان و از

--> ( 1 ) . فتح ( 48 ) آيهء 1 . « ما پيروزى را مقدر كرده‌ايم » . ( 2 ) . فجر ( 89 ) آيات 27 و 28 . « اى روح آرامش‌يافته ، خشنود و پسنديده به سوى پروردگارت بازگرد » .